نویسنده : ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱٢

ترجمه: دکتر اکبر شفیعی
تدابیر درمانی افسردگی پس از زایمان


 

درمان افسردگی پس از زایمان

افسردگی در دوره پس از زایمان شایع است. این وضعیت می‌تواند شدید باشد و پیامدهایی جدی برای مادر و نوزادش به همراه داشته باشد. بااین همه، اصطلاح افسردگی پس از زایمان اغلب به طور یکسان به رخداد تمام اختلالات روانی پس از وضع حمل اطلاق می‌شود. شناسایی و درمان افسردگی پس از زایمان یک امر مهم به شمار می‌رود. به تازگی راهنمایی از سوی موسسه ملی سلامت و تعالی بالینی(1) (NICE) منتشر شده که از مجموعه‌ای از مداخلات روان‌شناختی و دارودرمانی حمایت می‌کند. در اینجا، ما به بحث درباره تظاهرات بالینی، اتیولوژی و درمان افسردگی پس از زایمان می‌پردازیم...

افسردگی پس از زایمان چیست؟

افسردگی پس از زایمان ممکن است بخشی از یک اختلال دو قطبی یا به طور شایع‌تر، یک بیماری تک قطبی را تشکیل دهد. میزان‌های برآورد شده در این زمینه متغیر است اما شیوع کلی افسردگی آشکار بالینی پس از زایمان 13 است. با وجود اینکه نظام‌های طبقه‌بندی، شروع بیماری را ظرف 4 هفته* یا 6 هفته پس از زایمان در نظر می‌گیرند، مواردی با شروع ظرف 6 ماه از زایمان یا حتی بیشتر نیز به‌‌طور‌معمول در طبابت بالینی، افسردگی پس از زایمان در نظر گرفته می‌شوند. از آنجایی که بسیاری از تظاهرات تشخیصی (جدول 1) مانند خستگی، اختلال خواب و کاهش میل جنسی اغلب در حوالی زایمان شایع هستند، علایم دیگر به‌ویژه احساس بی‌ارزشی ، ناامیدی و بیدار شدن در صبح زود پیش از نوزاد باید مورد جستجو قرار گیرند. باید به طور ویژه درباره افکار خودکشی و آسیب‌زدن به نوزاد سوال پرسید.


چه تشخیص‌های افتراقی وجود دارد؟

تشخیص‌های افتراقی اصلی عبارتند از غمگینی پس از زایمان (postpartum blues) و سایکوز پس از زایمان
(postpartum psychosis) حالت غمگینی حداقل 30
از زنان را درگیر می‌کند؛ این وضعیت سبب ناپایداری عاطفی طی هفته اول پس از زایمان می‌شود و دارای گستره‌ای وسیع از علایم شاخص خلق بالا و پایین است. مراقبت از نوزاد مختل نشده، احساس ناامیدی و بی‌ارزشی چشمگیر نیست و زنان احساس خودکشی ندارند.

این وضعیت خودبه‌خود محدود شونده است، اما ارزیابی باید به عمل آید تا از عدم افسرده‌تر شدن مادر اطمینان حاصل شود. شدیدترین نوع اختلال خلقی پس از زایمان، سایکوز زایمان است. تعریف کردن این حالت آسان نیست، اما تظاهر اساسی آن شروع حاد سایکوز جنون‌آمیز یا افسردگی بلافاصله پس از تولد است. این بیماری یک اورژانس روان‌پزشکی است- بیماران به طور معمول بستری می‌شوند و ترجیحا در یک واحد مادر و نوزاد درمان می‌شوند.

این وضعیت در نزدیک به 1 مورد از هر 1000 زایمان به وقوع می‌پیوندد اما خطر آن در زنان با سابقه اختلال دو قطبی یا سایکوز پس از زایمان بیشتر است- در حد 1 مورد از هر 2 زایمان. بنابراین تمایل برای نامگذاری هر یک از دوره‌های روانی پس از زایمان به عنوان افسردگی پس از زایمان می‌تواند با مشکل جدی همراه باشد. تحقیق محرمانه مرگ مادران در 2002-2000(1) چند مورد خودکشی را نشان داد که سایکوز پس از زایمان قبلی به عنوان افسردگی پس از زایمان ثبت شده بود و در نتیجه حداقل حمایت مناسب ارایه شده بود.

جدول 1. خلاصه معیارهای تشخیصی 10-ICD برای افسردگی

حداقل 4، 6 و یا 8 علامت برای حداقل 2 هفته لازم است تا بتوان به ترتیب افسردگی خفیف‌، متوسط یا شدید را تشخیص داد. برای افسردگی خفیف و متوسط حداقل 2 علامت از گروه الف باید وجود داشته باشد و برای افسردگی شدید تمام 3 علامت گروه الف لازم است.

علایم گروه الف

خلق افسرده تا حدی که برای فرد غیرطبیعی باشد، در بیشتر طول روز وجود داشته باشد و عمدتا تحت تاثیر شرایط نباشد

فقدان انگیزه یا لذت در فعالیت‌هایی که به طور طبیعی لذت‌بخش است

کاهش نیرو یا افزایش کسلی

علایم گروه ب

فقدان اعتماد به نفس یا عزت نفس

احساسات غیرمنطقی به صورت سرزنش خود یا احساس گناه زیاد و غیرمنطقی

افکار مکرر مرگ یا خودکشی یا هرگونه رفتار خودکشی

شکایت یا شواهد مبنی بر کاهش توانایی تفکر یا تمرکز مانند عدم توانایی تصمیم‌گیری

تغییر فعالیت سایکوموتور به صورت بی‌قراری یا کندی حرکات

هرگونه اختلال خواب

تغییر اشتها (کاهش یا افزایش) به همراه تغییر وزن ناشی از آن


آیا تولد نوزاد عامل برانگیزاننده دوره‌های افسردگی است؟

تغییر روانی-اجتماعی ناگهانی ناشی از تولد نوزاد و مادر شدن یک عامل خطر بالقوه برای بروز افسردگی و در واقع یک محرک غیراختصاصی از میان مجموع علل احتمالی است. با این همه، یک پژوهش جدید روی خواهرانی که به افسردگی تک‌قطبی مکرر دچار بودند تجمع خانوادگی آسیب‌پذیری را به ویژه برای دوره‌های افسردگی ظرف دو ماه اول تولد نشان داد. این پژوهش چنین مطرح می‌کند که تولد نوزاد می‌تواند یک محرک زایمانی اختصاصی برای زیر گروهی از زنان باشد (کادر1). ماهیت تحریک زایمانی هنوز ناشناخته است ولی چند عامل روان‌شناختی، اجتماعی و زیست‌شناختی به احتمال زیاد در آن نقش دارند. عوامل ژنتیکی نیز مطرح شده‌اند و با وجود اینکه بسیاری از مادران جدید بی‌خوابی را تجربه می‌کنند، کسانی که بیشتر به این وضعیت دچارند، می‌توانند در معرض خطر بیشتری قرار داشته باشند. بسیاری از پژوهش‌ها به نقش هورمون‌ها پرداخته‌اند ولی هیچ تفاوت عمده‌ای در فیزیولوژی هورمونی زنانی که به افسردگی پس از زایمان دچار شده بودند، یافت نشد. با این همه، یک پژوهش تجربی دوسوکور تغییرات هورمونی بارداری و زایمان را در زنان بارداری که با و بدون سابقه افسردگی بودند مورد مقایسه قرار داد و علایم افسردگی تنها در زنان دارای سابقه افسردگی پس از زایمان مشاهده شد.

این مساله نشان می‌دهد که زنانی که بلافاصله پس از زایمان افسرده شده بودند، ممکن است حساسیتی غیرطبیعی به تغییرات فیزیولوژیک طبیعی زایمان داشته باشند.


چه کسانی در معرض خطر افسردگی پس از زایمان قرار دارند؟

یک فرابررسی کلیدی که در دهه گذشته به چاپ رسیده است چنین نتیجه‌گیری می‌کند که عوامل خطرزای اصلی برای افسردگی پس از زایمان عبارتند از: افسردگی یا اضطراب طی دوران بارداری، سابقه افسردگی، سابقه دیگر وضعیت‌های روان‌پزشکی، وقایع تنش زای جدید در زندگی و حمایت اجتماعی ضعیف به ویژه فقدان یک همسر حمایت کننده. موارد اول نشان‌دهنده اهمیت ارزیابی و درمان افسردگی پیش از زایمان و احتمال این مطلب است که تمرکز روی بیماری پس از زایمان ممکن است توجه را از بیماری دوران بارداری منحرف سازد. باوجود اینکه راهکارها هیچ غربالگری مرسومی را برای شناسایی زنان در معرض خطر افسردگی پس از زایمان توصیه نمی‌کنند، زنانی که در معرض خطر دوره‌های شدیدتری از اختلالات خلقی پس از زایمان، از جمله سایکوز پس از زایمان هستند، باید مورد شناسایی قرار گیرند. هنگام پذیرش یا در طول بارداری باید اطلاعات اختصاصی مورد پرسش واقع شوند مانند اینکه آیا این زن قبلا تحت درمان به وسیله روان‌پزشک قرار گرفته است؟ آیا وی سابقه‌ای از اختلال روانی قدیم و جدید نظیر اسکیزوفرنی، اختلال دو قطبی، سایکوز در دوره پس از زایمان و افسردگی شدید دارد و آیا وی سابقه خانوادگی مبنی بر بیماری روانی در حوالی زایمان دارد یا خیر.


آیا افسردگی پس از زایمان قابل پیشگیری است؟

مطالعه روی داروهای پیشگیرانه یا مداخلات روان‌شناختی از مداخله‌های بی‌هدف و معمول برای کاهش افسردگی پس از زایمان حمایت نمی‌کنند. با این حال، حمایت تخصصی شاید پس از زایمان که به طور فردی مادران در معرض خطر را هدف قرار داده است ممکن است مفید باشد. در کارآزمایی‌های بالینی تصادفی شده کوچک استفاده از داروهای ضدافسردگی پیشگیرانه را در زنان دارای سابقه افسردگی پس از زایمان مورد بررسی قرار داده‌اند. داروی ضدافسردگی سه‌حلقه‌ای موثر نبود، اما یک مهار کننده انتخابی بازجذب سروتونین (سرترالین) که پس از زایمان برای بیمار آغاز شده بود از خطر عود افسردگی کاست. باوجود اینکه شواهد کمی در این زمینه وجود دارد، اما ممکن است تجویز پیشگیرانه‌ داروی ضدافسردگی به برخی از زنان دارای سابقه قوی افسردگی مناسب باشد. زنان تحت درمان طولانی مدت با داروهای ضدافسردگی که در طول زایمان درمان خود را قطع کرده بودند، دارای افزایش
معنی‌دار خطر عود افسردگی بودند 68 در مقابل 26 در زنانی که داروی خود را ادامه داده بودند. با این همه، زنانی که در این مطالعه واقع‌گرایانه قرار داشتند، به افسردگی شدید تک قطبی مبتلا بودند، از این‌رو این ارقام ممکن است در مورد زنانی که به انواع خفیف‌تری از بیماری مبتلا هستند صادق نباشد. واضح است که مزایا و معایب ادامه داروها در طول بارداری، حتی هنگامی که دوره افسردگی قبلی به طور موفقیت‌آمیز درمان شده باشد، باید با دقت با زنان مبتلا در میان گذاشته شود. برای زنانی که از آستانه پایینی برای افسردگی برخوردارند، راهکارهای NICE فراهم کردن حمایت اجتماعی و روان‌درمانی ساختارمند مختصر (رفتار درمانی شناختی یا درمان بین فردی) را توصیه می‌کنند، هر چند که این موارد ممکن است در تمام موقعیت‌ها در دسترس نباشند.

جدول2. پرسش‌های whooley

ظرف ماه گذشته آیا با احساس افسردگی، غمگینی و ناامیدی آزرده‌خاطر نشده‌اید؟

ظرف ماه گذشته آیا اغلب از داشتن انگیزه‌ و تمایل کم برای انجام کارها آزرده‌خاطر

نشده‌اید؟

اگر پاسخ به هر یک از پرسش‌های بالا مثبت است، NICE پرسش سوم را توصیه

می‌کند.

آیا احساس می‌کنید که این مساله چیزی است که بابت آن به کمک نیاز دارید؟


 
آیا افسردگی پس از زایمان از افسردگی غیر زایمانی متفاوت است؟
به مدت طولانی این بحث وجود داشته است که آیا افسردگی پس از زایمان یک ماهیت بالینی مجزا است یا خیر. این تردید روی این مساله تاکید داشته است که آیا این وضعیت از نظر بالینی مجزا از افسردگی غیرزایمانی است و آیا افسردگی پس از تولد شایع‌تر از مواقع دیگر است. شواهد اندکی وجود دارد که نشان می‌دهد تظاهرات بالینی افسردگی پس از زایمان بسیار متفاوت از بیماری افسردگی در دیگر مراحل زندگی هستند. چند مطالعه شاهددار در 15 سال گذشته افزایش بروز افسردگی پس از تولد نوزاد را مشاهده نکرده‌اند. با این همه، بررسی‌های جدید نشان می‌دهد که زنانی که صاحب فرزند هستند از عوامل خطرزای کمتری برای افسردگی برخوردارند، اگر این مساله را در نظر بگیریم، دوره پس از زایمان ممکن است در واقع زمانی پرخطرتر باشد. بنابراین شواهد از جدا بودن افسردگی پس از زایمان به عنوان یک حالت بالینی مستقل حمایت نمی‌کنند ولی حداقل از برانگیختگی اختصاصی اختلالات خلق به وسیله زایمان در گروهی از زنان حمایت می‌کنند.
چگونه باید یک زن مشکوک به افسردگی پس از زایمان را ارزیابی کرد؟
افسردگی باید به طور معمول و خوش‌بینانه در تمام زنان در دوره حوالی زایمان در نظر گرفته شود. راهکارهای NICE پرسش‌های Whooley را به عنوان یک ابزار غربالگری توصیه می‌کنند (جدول 2)، هر چند که این موارد در جمعیت زنان پس از زایمان مورد بررسی قرار نگرفته است. با این همه، معیار افسردگی پس از زایمان ادینبورو بیشتر به کار می‌رود. این معیار از نظر روان‌شناختی به‌طور گسترده در زنان پس از دوره زایمان مورد آزمایش واقع شده و در دنیا از آن استفاده می‌شود. تمام اینها وسیله‌ای برای غربالگری و نه تشخیص، هستند و تنها باید برای شناسایی زنانی که به ارزیابی بالینی بیشتری نیاز دارند، به کار روند. افسردگی‌های خفیف و متوسط مشکوک را می‌توان در حیطه مراقبت‌های اولیه ارزیابی و درمان کرد. زنان مبتلا به افسردگی شدید یا کسانی که به درمان پاسخ نمی‌دهند به ارزیابی به وسیله یک روان‌پزشک نیاز دارند و اگر خطر خودآزاری یا آسیب به نوزاد وجود داشته باشد، این ارجاع باید به سرعت انجام پذیرد. در این موارد دخالت دادن سرویس‌های اجتماعی کودکان و جوانان را در نظر بگیرید * .
* . ارزیابی خطر در افسردگی پس از زایمان

معاینه دقیق وضعیت روانی ارزیابی یک متخصص است، ولی هر پزشک می‌تواند به‌طور حساسی درباره علایم فعلی خلق پایین، افکار بی‌ارزشی و ناامیدی از آینده و علایم زیست‌شناختی مانند بی‌خوابی شدید، اشتهای کم و کاهش وزن سوال کند.

خطرات کوتاه‌مدت عبارتند از: بی‌توجهی به خود و نوزاد، تشدید بیماری افسردگی در آینده و خودکشی یا کشتن نوزاد.

با پرسش در زمینه این 3 مورد اساسی می‌توان ارزیابی اولیه‌ای از خطر خودکشی‌ وکشتن نوزاد به عمل آورد:

- وضعیت ذهنی فعلی شامل افکار خودکشی و آسیب‌زدن به نوزاد

- هرگونه سابقه اقدام به خودکشی یا آسیب به نوزاد

- عوامل موقعیتی و محیطی که ممکن است خطر را افزایش یا کاهش دهند

هنگامی که علایم خلق پایین بررسی می‌شوند، باید به طور حساس این مورد پرسیده ‌شود که آیا زن احساس می‌کند که زندگی ارزشی ندارد یا آیا وی هرگز به آسیب زدن به نوزادش فکر کرده است و این موارد به پزشک کمک می‌کنند تا جدی‌ترین جنبه‌های خطر را ارزیابی می‌کند. تجربه نشان می‌دهد که اگر زمینه مساعد باشد، مادران جنبه تهاجمی به خود نمی‌گیرند.

هرگونه علایم روانی به ویژه توهمات یا هذیان‌‌هایی که به نوزاد مربوط می‌شوند، در اصل خطر را افزایش می‌دهند.
مادر باید در همان روز برای ویزیت اورژانس ارجاع شود، از این‌رو ارزیابی دقیق خطر باید در صورتی که امکان خودآزاری یا آسیب به نوزاد وجود دارد به سرعت انجام شود.
چگونه باید افسردگی پس از زایمان را درمان کرد؟

راهکارهای NICE یک رویکرد مراقبتی گام‌به‌گام را برای درمان افسردگی پس از زایمان پیشنهاد می‌کنند سیاست‌های خودیاری، مشاوره غیرمستقیم، رفتاردرمانی‌شناختی مختصر و روان‌درمانی بین فردی همگی برای افسردگی خفیف تا شدید توصیه می‌شوند. داروهای ضدافسردگی تنها در صورتی توصیه می‌شوند که بیمار از درمان روان‌شناختی سر باز زند، این درمان‌ها موثر نباشند یا مادر دارای سابقه افسردگی شدید باشد. حتی در مورد افسردگی شدید نیز درمان روان‌شناختی (رفتاردرمانی‌شناختی یا روان‌درمانی بین فردی) به عنوان درمان خط اول توصیه می‌شوند داروهای ضدافسردگی تنها هنگامی تجویز می‌شوند که بیمار خواهان آن باشد یا پاسخ به درمان روان‌شناختی نسبی باشد. با این همه، در دسترس بودن درمان‌های روان‌شناختی یک عامل مهم برای تصمیم‌گیری درباره نوع درمان است و زمان انتظار ممکن است طولانی باشد. درمان سریع و قاطعانه زنان مبتلا به بیماری شدید حتی در صورت نیاز به مصرف دارو، حیاتی است.
شواهد درمان غیردارویی

یک فرابررسی جدید از کاکرین روی 10 کارآزمایی مداخله روان‌شناختی و روانی-‌ اجتماعی چنین نتیجه‌گیری می‌کند که حمایت دقیق و مشاوره غیرجهت‌دار، رفتاردرمانی‌شناختی، روان‌درمانی سایکودینامیک و درمان بین فردی در افسردگی پس از زایمان موثرند.
شواهد درمان دارویی

تا حدی به دلیل مشکلات اخلاقی و عملی اجرای کارآزمایی‌های دارویی در دوره حوالی زایمان، شواهد مبتنی بر درمان دارویی محدود است. یک کارآزمایی 87 زن مبتلا به افسردگی پس از زایمان را به 4 گروه تقسیم کرد تجویز فلوکستین یا دارونما و 1 یا 6 جلسه مشاوره رفتاری-شناختی. تمام گروه‌ها به طور
معنی‌دار بهبود یافتند و بهبود در گروه تحت درمان با فلوکستین به طور آشکاری با موفقیت‌ بیشتری نسبت به گروه دارونما همراه بود. بااین همه در این کارآزمایی میزان امتناع بالا بود زیرا بسیاری از زنان حاضر به مصرف دارو نبودند. هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد داروهای موثر در افسردگی‌های غیرزایمانی در درمان افسردگی پس از زایمان موثر نیستند.

داروهای ضد افسردگی و شیردهی
در زنان شیرده، تعادل سود ـ زیان داروهای ضدافسردگی متغیر است به ویژه اینکه تمایل نسبی به سوی درمان‌های روان‌شناختی وجود دارد. درمان به انتخاب بیمار، پاسخ قبلی به درمان، در دسترس بودن درمان‌های روان‌شناختی و شدت بیماری و خطرات مطرح بستگی خواهد داشت. برخی داروهای ضدافسردگی ایمن‌تر از بقیه داروها در دوران شیردهی در نظر گرفته می‌شوند، ولی در مجموع پیامدهای طولانی‌ مدت برای شیرخواران که در معرض دارو قرار می‌گیرند نامعلوم است. باوجود اینکه ضدافسردگی‌های سه حلقه‌ای به مدت طولانی‌تری تجویز شده‌اند، داده‌های جدیدتر ایمنی تولیدمثل که شامل هزاران مورد تماس با داروست، به نفع مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین هستند. ضدافسردگی‌های سه‌حلقه‌ای به دلیل نگرانی از نظر مسمومیت، کمتر از مهارکننده‌های انتخابی بازجذب سروتونین برای درمان افسردگی پس از زایمان تجویز می‌شوند. در یک بررسی تجمعی از 57 کارآزمایی که غلظت داروهای ضدافسردگی را در سرم شیرخواران طی دوران شیردهی اندازه‌گیری می‌کردند، فلوکستین و سیتالوپرام بیشترین غلظت‌ها را داشتند و نورتریپتیلین، سرترالین و پاروکستین غیرقابل ردیابی بودند. به دلیل کمبود داده‌ها، داروهای جدید ضدافسردگی نظیر میرتازاپین و ونلافاکسین برای مادران شیرده توصیه نمی‌شوند. عوارض جانبی ممکن است در نوزادان بسیار کم سن، نارس یا دچار بیماری سیستمیک بیشتر باشند. مانند دیگر داروهای مصرفی در دوره شیردهی، شیرخوار باید به طور مرتب از نظر خواب‌آلودگی، برقراری، و تغییرات خواب، غذا خوردن و رشد مورد پایش قرار گیرد. داده‌های جدید به طور مرتب اضافه می‌شوند و توصیه‌های روزآمد شده از بخش‌های تخصصی ممکن است در موارد خاص کمک کننده‌ باشد.
نکاتی برای غیرمتخصصان

زنان مبتلا به افسردگی پس از زایمان ممکن است فقط با غیرمتخصصان تماس بگیرند، از این‌رو تمام کارکنان پزشکی که زنان باردار و زائو را می‌بینند باید قادر به غربالگری این بیماری باشند.

پرسش‌های whooley را می‌توان به عنوان یک وسیله غربالگری آسان و مختصر به کار گرفت، هرچند که ارزش آن در این جمعیت برآورد نشده است. معیار افسردگی پس از زایمان ادینبورو و معیارهای افسردگی و اضطراب بیمارستان نیز بدون نیاز به آموزش تخصصی قابل استفاده‌اند و تکمیل آنها تنها پنج دقیقه زمان می‌برد.
برنامه درمانی را می‌توان به طور موثر به وسیله مراقبت‌های اولیه اجرا کرد. ارجاع به متخصصان سرویس‌های روانپزشکی در مورد بیماری‌های شدید یا پرخطر توصیه می‌شود.
پیامدهای افسردگی پس از زایمان چیست؟
متاسفانه، تفاوت در تعریف افسردگی پس از زایمان در مطالعات گوناگون سبب دشواری در تفسیر مقالات می‌شود. عواقب بیماری در زنان مبتلا به دوره‌های شدید یا سایکوتیک افسردگی متفاوت از عوارض در زنان دچار علایم خفیف و تحت بالینی افسردگی است و تعمیم یافته‌ها کمک‌کننده نیست. با این همه، فارغ از شدت بیماری، بیشتر زنانی که درمان مناسب می‌گیرند به طور کامل بهبود می‌یابند اما در معرض خطر وقوع دوره‌های بعدی افسردگی چه پس از زایمان و چه غیر از آن قرار دارند. شاید برخی از زنان به طور اختصاصی مستعد ابتلا به افسردگی مرتبط با زایمان باشند. در یک مطالعه روی 55 زن با زایمان اول با افسردگی پس از زایمان و 40 نفر شاهد که به مدت 5 سال پیگیری شدند، زنانی که افسردگی پس از زایمان در آنها اولین دوره افسردگی بود از خطر بیشتری برای ابتلای مجدد به افسردگی پس از زایمان برخوردار بودند (41 در مقابل 18) ولی خطر کمتری برای ابتلا به افسردگی غیرمرتبط با زایمان داشتند (38 در مقابل 62). به طور میانگین، دوره‌های افسردگی پس از زایمان6-3 ماه به طول می‌انجامند اما یک اقلیت کوچک به مدت یک سال افسرده باقی می‌مانند. تجارب بالینی نشان می‌دهد که هنگامی که افسردگی پس از زایمان در زمینه ناهنجاری روانی–اجتماعی بروز می‌کند و شدتی خفیف تا متوسط دارد، خطر دوره‌های افسردگی بعدی به پایداری وضعیت ناهنجار بستگی دارد. اگر ناهنجاری گسستگی باشد مانند قطع رابطه و برطرف شده باشد، آنگاه ممکن است خطر افسردگی پس از زایمان در آینده کم باشد ولی به گستره وسیعی از عوامل اختصاصی برای زن بستگی خواهد داشت. با این همه، افسردگی زودهنگام (ظرف 8-6 هفته اول)، افسردگی شدید و افسردگی با علایم دوقطبی یا سایکوتیک ممکن است بیانگر عامل برانگیزاننده ویژه‌تری در هنگام زایمان باشد و خطر دوره‌های بعدی افسردگی پس از زایمان می‌تواند بیشتر باشد. بنابراین توصیه درباره خطر آینده باید بر اساس هر زن ارزیابی شود.
نکات خلاصه

افسردگی پس از زایمان پس از 13 از تولد‌ها رخ می‌دهد.

سابقه قبلی افسردگی پس از زایمان یا هرگونه بیماری روانی، حمایت اجتماعی ضعیف و افسردگی طی بارداری همگی خطر بروز بیماری را می‌افزایند.

افسردگی پس از زایمان باید به سرعت و با دقت شناسایی و درمان شود زیرا می‌تواند منجر به مجموعه‌ای از پیامدهای ناخوشایند برای مادر و نوزاد شود.

مجموعه‌ای از درمان‌های روان‌شناختی در درمان افسردگی پس از زایمان موثرند.

داروها نیز موثرند و برخی از داروهای ضدافسردگی در هنگام شیردهی ایمن‌تر از دیگر داروها به نظر می‌رسند.
داروها برای زنانی توصیه می‌شوند که از انجام درمان‌های روانشناختی سرباز زده‌اند یا در کسانی که تاخیر غیرقابل قبولی برای ارایه اقدامات غیردارویی وجود دارد.
منبع:salamatiran.com




کلمات کلیدی :درمان و کلمات کلیدی :افسردگی و کلمات کلیدی :حاملگی و کلمات کلیدی :زایمان